الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

183

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

باب سوم : نواهى باب سوم از ابواب هفت‌گانهء مباحث الفاظ ، باب نواهى است . در اين باب جمعا پنج بحث داريم كه به ترتيب مطرح مىشوند . 1 . ماده نهى بحث اول مربوط است به مادهء نهى : ن ، ه ، ى . در اين رابطه چند مطلب را ذكر مىكنيم : الف . معناى كلمهء نهى : قدماى اصوليان ، نهى را به معناى طلب ترك معنا مىكردند در مقابل مادهء امر كه به معناى طلب فعل است و لذا در كتاب‌ها معنا مىكردند كه بايد اين كار را ترك كنى . و لكن متأخرين اصوليان ، نهى را به معناى زجر و ردع از فعل مىگيرند و مىگويند نهى « نبايد به جا آورى » است نه اينكه بايد به جا نياورى . و به نظر متأخرين ، تفسير قدما ، از باب تفسير الشىء بلازمه است نه تفسير الشىء بمعناه المطابقى . دليل مطلب اين است كه نهى از يك مصلحت لزومى در ترك عمل ناشى نمىشود تا بگويد مفاد نهى ، طلب ترك است بلكه ناشى از يك مفسدهء لزومى در فعل آن شىء است كه چون انجام اين عمل ، مفسدهء لازم الترك دارد لذا مولى نهى مىكند يعنى زجر و ردع مىكند و بازمىدارد از انجام عمل و طلب ترك تبعى است ، يعنى اولا و بالذات فعل مبغوض مولى است و مفسده دارد لذا از آن زجر مىكند ، ثانيا و بالعرض ترك عمل هم مطلوب مىشود نه اينكه ابتدائا مطلوب مولى ترك باشد و اراده كند ترك را .